![]() |
![]() |
|
| شعر-متن-عشق |
|
یاد من کردی ولی روزی که دیگر دیر بود مهربان گشتی ولی مهر تو بی تاثیر بود
آمدی اما جوانی رفته بود از دست من عمر آخر شد ز بس در این سفر تاخیر بود آمدی روزی که برف پیری آمد بر سرم نقش روی و رنگ موی هر دو را تغییر بود بازگشتی ای بهار آرزو اما چه سود باغ هستی با خزان نیستی درگیر بود ********** ترک کردنت نیز متفاوت است چرا اینقدر پشت سرت را نگاه میکنی؟ چرا؟ چیزی فراموش شده؟ ************
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 1:2 توسط اريناز |
|
|
چه غریبانه رفت آن پرنده ی کوچک
وقتی از صدای گریه ام خسته شد.... ************** در این دنیا که میمیرم به کنجی تک و تنها نمیخواهم که بعد از مردنم کس را خبر سازید که مادر جان کندنم بیند پدر رو هم نهد چشمان بازم را و اما نامه ای را زیر لب آهسته میخوانم که افتد دست خواهرم اشکش فرو ریزد بیفتد دست دلبرم از دل کشد فریاد و اما نامه ای را زیر لب آهسته میخوانم که ای مادر دگر در دفترم شعری نخواهی خواند دگر در را به رویم باز نخواهی کرد نخواهی گفت در این سرما کجا بودی چرا دیر آمدی منزل و اما نامه ای را زیر لب آهسته میخوانم که ای مادر اگر روزی رفیقی باز آمد به دیدارم اگر در زد و از تو پرسید با نگرانی بگوی بگو در کنج یک زندان شبی جان داد به سختی این سخن میگفت: رفیقانم عزیزانم خداحافظ خداحافظ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 0:47 توسط اريناز |
|
|
من از او خاطره دارم...
**************** ای کاش خدا سه چیز را نمی افرید: عشق غرور دروغ تا هیچ عاشقی از سر غرور دروغ نمیگفت. *****************
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 0:30 توسط اريناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهایی عالمی دارد که هر کسی ندارد.
پس تنها باشید مثل یکتا خالق هستی که تنهایی تنها بودن با خاطرات عالمی دارد. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 اسفند 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 تیر 1382 |
| پیوندها |
|
جهان موزیک عشق واقعی خدا کلیپ آهنگ بازی و.. ذهن سوخته شب های تنها |
|
RSS
|