تبليغاتX
خيلي تنهام

خيلي تنهام

شعر-متن-عشق

....

از روزی که گفتی شور زندگی را در چشمانم بخوان

فهمیدم گاهی  چشم ها هم دروغ می گویند...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:46  توسط اريناز  | 

تا خدا هست بخند...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:43  توسط اريناز  | 

ندونستم رفیق نیمه راهی...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:41  توسط اريناز  | 

....این آخرین خط نازنین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:33  توسط اريناز  | 

رفت...بالاخره رفت...راحت شد. از بس چشم به در داشت...ا

***از امروز این جا به من سپرده شده.. امیدوارم مثل اون باشم .***

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 21:17  توسط اريناز  | 

وفای بی وفایان کرد پیرم...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 21:5  توسط اريناز  | 

گفتم که یک روزی  بر میگردی پیشم....

اما..

افسوس

که اون روز دیره

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:0  توسط اريناز  | 

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت...گذشت...گذشت...
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:32  توسط اريناز  | 

دیگه دیره

برو دیگه دیره...دیگه تو قلب من جات نیست.. توی دستام دیگه جای دستات نیست...

برو دیگه دیره...گفته بودم بعد از تو هر چی عشقه میمیره...برو دیگه دیره

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:31  توسط اريناز  | 

می گن ابا الفضل....اونایی که دلتنگن..!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 11:45  توسط اريناز  | 

راز دل رو به هیچ کسی دیگه نمیگم.....

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 11:43  توسط اريناز  |