![]() |
![]() |
|
| شعر-متن-عشق |
|
خیلی وقته می خوام حرف بزنم از همه چیز بگم از چیزایی که دلمو داغون میکنه از وابستگی هایی که دلبستگی شدن و از دلبستگی هایی که دلزدگی شدن و گاها دلتنگی شدن. امشب یه بار دیگه دلم خواست اینجا بیام و از حرفایی که همیشه می خواستم بگم اما خودمم نمی دونمسنم چطوری بگم بعد از مدت ها دلم باز هوای اینجا رو کرده.تنها جایی که احساس غریبی نمی کنم اینجاست..پیش آشنا ها خیلی غریبم.خیلی....اما پیش غریبه ها یه آشنا که مدت هاست می شناسن... خیلی تنهام خیلی .هیچ کس هم نمی دونه چقدر تنهام.الانم دلم خیلی گرفته بود جایی نداشتم برم جز اینجا... چند وقت دیگه هم میرم جایی که واقعا غریب میشم.شایدم غریبه ای که باز واسه غریبه ها آشناست.بازم موندم تو نوشتن... الان چند وقته که از یکی از دوستام خبر ندارم. گاهی شبا دلم خیلی واسش تنگ میشه مثل دیشب مثل امشب خوش باش که بین دو نفر یکی می ماند و یکی میرود. برو که خوشبختی از آن توست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:55 توسط اريناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهایی عالمی دارد که هر کسی ندارد.
پس تنها باشید مثل یکتا خالق هستی که تنهایی تنها بودن با خاطرات عالمی دارد. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 اسفند 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 تیر 1382 |
| پیوندها |
|
جهان موزیک عشق واقعی خدا کلیپ آهنگ بازی و.. ذهن سوخته شب های تنها |
|
RSS
|